السيد جعفر السجادي
419
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
نيست و بلكه موجود بالعرض است زيرا حاكى از وجود است . « 1 » بديهى است كه كلى منطقى كه مجرد وصف و كلى عقلى كه مجموع وصف و موصوف است در خارج موجود نخواهد بود . ملا صدرا در شواهد الربوبيه دربارهء كلى و جزئى بحث نسبة مفصّل دارد : اشراق دوم : در بيان كلى و جزئى كلى چيزى است كه نفس تصور وى مانع از صدق بر افراد زيادى نباشد ( مانند مفهوم انسان كه بر كليهء افراد انسانهاى موجود در خارج ، صدق مىكند ) . پس وجود كلى به صفت كليت ، در خارج ممتنع است . زيرا اگر كلى ، در خارج تحقق يابد مانند ساير موجودات خارجيه داراى هويت و تعين و تشخص خواهد بود و در عين تعين و تشخص ، مشترك ما بين افراد خواهد بود ( و اين امرى است محال ) . بعضى چنين اشكال كردهاند كه طبيعت موجود در ذهن نيز داراى هويت خاص و وجودى متعين و متشخص است . زيرا طبيعت موجود در ذهن نيز مقارن با امورى است كه موجب تعين و تشخص و تميز او خواهند بود . از قبيل حصول طبيعت در نفس شخص معين و همچنين تجرد وى از ماده و عوارض ماده ، خود موجب تشخص و تعين و سلب صفت كليت از وى مىگردد ) . بعضى گفتهاند كليت كلى عبارت است از انطباق او بر افراد كثير كه اين انطباق ، نه از جهت تعين و تشخصى است كه به علت حصول وى در ذهن شخص معينى بر وى عارض گشته است ، بلكه از جهت معنا و حقيقت ذات او است . صاحب كتاب مطارحات گفته است كه كليت كلى از اين نظر است كه ( طبيعت موجود در ذهن ) ، ذات و حقيقتى است مثالى و ادراكى و شبحى است غير متأصّل در وجود . زيرا وجود او در ذهن ، وجودى است ظلى و منعكس از خارج و قائم به نفس ( و اين وجود ، سايهاى است از اشخاص خارجى كه در نفس افتاده و طبعا مقتضى ارتباط با افراد خارجى و انطباق بر آنها است ) نظير وجود سايهء شخصى كه بالطبع مقتضى ارتباط به غير يعنى ارتباط به شخص صاحب سايه است . « 2 » حكمت شرعيه امورى كه در يك معناى كلى مشتركند به وسيلهء يكى از چهار چيز از يكديگر ممتاز و جدا خواهند شد . زيرا اگر اشتراك آنها فقط در يك امر عرضى است ( مانند اشتراك حجر و شجر در رنگ سفيدى ) امتياز و افتراق آنها به نفس ذات و ماهيت آنها است . و اگر اشتراك آنها در امر عرضى نباشد ( بلكه در يك امر ذاتى باشد ) بنابر اين امتياز و افتراق آنها از يكديگر يا به وسيلهء فصل است در صورتى كه اشتراك ، در معناى جنسى باشد ( مانند انسان و فرس كه دو نوع مشترك در حيوانيتاند و هر يك از ديگرى به وسيلهء فصل مخصوص به خود ممتاز و جدا خواهد شد ) . و گاهى امتياز و افتراق ما بين امور ، به وسيلهء نقص و تماميت افراد ماهيت واحدى است كه اين ماهيت و طبيعت واحد متفق عليه ، در كليهء افراد ، موجود است ( ولى ظهور اين طبيعت در فردى ، قوىتر و در فرد ديگرى
--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 2 ، ص 210 و ج 1 ، سفر 1 ، ص 431 و ج 2 ، سفر 1 ، ص 8 . ( 2 ) ترجمه شواهد ، صص 180 به بعد .